محمد تقي المجلسي (الأول)

178

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

و سگ و يوزپلنگ و باز و چرخ و عقاب و شاهين و باشه و دام و پاى بند و تله و غير ان و چون حيوان بيكى ازينها صيد شود اگر او را در بند يا برقرار زندگى واجب باشد كشتن او و اگر الت او را كشته باشد حرام باشد الّا انچه سگ اموخته يا الت تيز همچو تير و نيزه و شمشير و مانند ان او را بكشد كه حلالست امّا سگ اموخته معلوم مىشود اموختگى او بانكه چون او را بجانبى روان كنند برود و چون باز دارند باز ايستد در بيشتر اوقات و انكه عادت نداشته باشد به خوردن انچه ميگيرد و اعتبارى نيست بانكه يك بار خورد يا خون او را بياشامد يا انكه نادرا از باز داشتن باز ناايستد و به اينها از اموختگى بيرون نميرود و حلالست صيد او چون بكشد بنه شرط اوّل انكه او را بكشد بگزيدن و جراحت پس اگر بميرد بسبب رنج و زحمت و افتادن سگ بر او حرام باشد دوّم انكه كسى او را فرستد پس اگر خود برود حلال نباشد كشتهء او مگر انكه او را در راه باز دارد و باز بايستد پس برايد سوّم انكه فرستادن او بجهة صيد حلال باشد پس اگر او را فرستد نه از براى صيد يا از براى صيد حرام و او بصيد حلال رسد و بكشد حلال نباشد و اگر قصد صيدى كند و او ديگرى را بگيرد يا او را با ديگرى يا قصد بزرگ كند و او برمد و سگ بچهء را كه بسركشى شده باشد بگيرد حلال باشد چهارم انكه كسى كه ميفرستد عاقل و مسلمان باشد يا به حكم مسلمان همچو كودك با تميز پس اگر كافرى او را فرستد و اگر چه ذمى باشد حلال نباشد و همچنين است ديوانه و ناصبى و خارجى و اگر هر يك از مسلمان و كافر سگى را رها دهند و هر دو سگ صيدى را بكشند حرام باشد و همچنين است اگر يكى سگ فرستد و ديگرى تير اندازد يا هر دو تير اندازند و بهر دو كشته شود مگر انكه سگ يا تير مسلمان پيشتر او را بكشد پنجم انكه نام خدا ببرد با تعظيم هنگام فرستادن سگ پس اگر عمدا ترك كند حرام باشد و اگر فراموش كند حلال باشد خواه تدارك كند هنگام رسيدن سگ بصيد يا نكند و همچنين است اگر عمدا ترك نمايد و نزد رسيدن بگويد و اگر ديگرى بگويد حلال نباشد و واجب است كه نام خدا را با تعظيم گويد مثل بسم اللّه و اللّه اكبر و سبحان اللّه ششم انكه بجراحت بميرد پس اگر جراحت كند و ددى او را به درد يا از كوه بيفتد يا در اب افتد و بان بميرد نه بجراحت سگ تنها حرام باشد هفتم انكه از چشم نهان نشود در حالتى كه برقرار زندگى باشد پس اگر دور شود و او را نه بيند حرام باشد خواه انكه سگ بر سر او ايستاده باشد يا نه زيرا كه تواند بود كه غير سگ او را كشته باشد هشتم انكه او را در نيابد در حالتى كه برقرار زندگى باشد پس اگر دريابد واجب است كه سر ببرد و واجب است در هنگام رسيدن سگ بصيد شتابد و بسر صيد رود و اگر زندگى او را در يابد سر ببرد و بعضى گفته‌اند كه اگر چيزى نداشته باشد بان سر برد بگذارد سگ را تا او را بكشد و مراد بقرار زندگى انست كه ممكن باشد كه زنده بماند و اگر چه نيمروز باشد و بعضى گفته‌اند كه كمتر قرار زندگى انست كه چشم بر هم زند يا پاى بر زمين يا دم را جنباند نهم انكه صيد سركش باشد خواه وحشى يا انسى پس اگر سگ حيوان غير سركش را بكشد حلال نباشد و اگر حيوانات انسيه وحشى گردند يا حمله نمايند و دست ندهند و متعذر باشد سر بريدن انها پس سگ ايشانرا بكشد با شرائط حلال باشند و شرط نيست كه تعليم دهندهء سگ مسلمان باشد بلكه اسلام صيد كننده شرط است و بعضى گفته‌اند كه اگر مجوس او را تعليم داده باشد كشتهء او حلال نيست و حلالست خوردن انچه سگ سياه تمام سياه او را صيد كند و بعضى منع كرده‌اند از براى روايتى كه از امير المؤمنين علىّ ابن ابى طالب ع كرده‌اند كه فرموده كه صيد او را نخورند و انكه رسول ص امر كرده بكشتن او